زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه میخواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشدپیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می
خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می
توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای
او توضیح داد:
پسرعزیزم من حال
خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از
دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی
پیر شده ام. اگر
تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را
برای من شخم می زدی
مطلب، «حرف زدن خدا با انسان» را آقای مهندس نکیسا در وبلاگشان گذاشتهاند، خیلی قشنگ است پیشنهاد میکنم مطالعه فرمایید.
مطلب «معنای واژههای ایرانی در ایران باستان» را خانم مهندس امیدی گذاشتهاند. (آقایان توجه کنند که من بی تقصیرم)
ضمنا کلیه سخنرانی های آقای الهی قمشه ای را که اینجا توضیح داده بودم گرفتم. اگر وقت دارید پیشنهاد می کنم همه را گوش کنید اگر وقت ندارید حداقل این یکی را از اینجا دانلود کرده یا از خودم بگیرید (البته حجمش 100 مگا بایت است. همکاران، اگر از خودم بگیرید راحت تر هستید) و گوش کنید. خیلی قشنگ، آرام بخشی و آموزنده است. از یک ساعت هم کمتره. پشیمان نمی شوید.
من و سعید از کلاس اول ابتدایی با هم دوست هستیم. البته خیلی با هم فرق داریم و تقریبا در هیچ موضوعی با هم تفاهم نداریم ولی با هم دوست هستیم. خودمان هم نمیدانیم چرا.
پیشاپیش روز ما موجواد زیبا، دوست داشتنی، حساس ، عاقل، مدیر ، مدبر، خلاق و فداكار مباركمون باشه! فقط خودمون می دونیم چه جواهراتی هستیم.
پنج روز دیگر تا گرفتن هدیه فرصت باقی است شما می توانید با مهربان شدن ناگهانی، مظلوم نمایی، كلاس گذاشتن و صحبت غیر مستقیم با همسرتان در مورد ماه اردیبهشت به هدف دلخواه در روز زن نزدیك شوید (بانك سیاست زنان، بانك همه)
زن بودن، كار مشكلی است. مجبوری: مانند یك بانو رفتار كنی، همانند یك مرد، كار كنی، شبیه یك دختر جوان به نظر برسی، و مثل یك خانم مسن فكر كنی! پشاپیش روز زن مبارك
یک پرستار استرالیایی بزرگترین حسرتهای آدمهای در حال مرگ رو جمع کرده و پنج حسرت رو که بین بیشتر آدمها مشترک بوده را به این صورت منتشرکرده است :
اوّلین حسرت : کاش جرأتش رو داشتم اون جوری زندگی میکردم که میخواستم٬ نه اون جوری که دیگران ازم توقع داشتند.
حسرت دوم : کاش این قدر سخت کار نمیکردم.
حسرت سوم : کاش شجاعتاش رو داشتم که احساساتام رو به صدای بلند بگم.
حسرت چهارم : کاش رابطههام رو با دوستام حفظ میکردم.
حسرت پنجم : کاش شادتر میبودم.
میگویند تقوا از تخصص لازمتر است، آ نرا میپذیرم، اما میگویم: آنکس که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد، بی تقواست.
شهید دکتر چمران.
خواننده محترم اگر در وب جستجو بفرمایید این سخن زیبا را به شهید چمران منتسب کردهاند ولی من نتوانستم در سایت معتبری از این انتساب مطمئن شود. اگر شما جایی دیدید به ما هم اعلام کنید.
من و شما میدانیم، که اکثر درسهایی که به ما دادند یا چرت و پرت بود یا اگر حرف حسابی بود خیلی از آنها به درد ما نخورد و برای ما کاربرد نداشت. ولی به نظر من با ارزشترین درسها را خودمان میتوانیم به هم هدیه کنیم.
با ارزشترین درسها آنهایی هستند که خودمان تجربه کردهایم و با تمام وجود به آن اعتقاد داریم و معمولاً برای اینگونه درسها هزینه گران بهایی هم از عمرمان دادهایم. پیشنهاد میکنم اینگونه تجربهها را برای همدیگر بیان کنیم. امروز خودم مهمترین تجربه زندگی خود را برای شما بازگو میکنم.
برخی از کلامات معانی مبهمی دارند و برخی از آدمها این کلامات را معنی می کنند. مردانگی یکی از آن کلمات است و اینجا امیر کبیر آن را معنی می کند.
متن نامه امیر کبیر به ناصر الدین شاه و جواب ناصرالدین شاه به او:
قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت به توصیه عمه و خاله نمیشود.
زیاده جسارت است، تقی

دو روز پیش با دو نفر از دوستان راجع به منت گذاشتن صحبت می کردیم. به نظرم رسید مطلبی در این خصوص ذکر کنم. به نظر من منت گذاشتن چند جور است:
1- وقتی شخصی از اموال خودش به شخص دیگر می بخشد و بعد منت می گذارد: اجر خود را از بین می برد.
2- وقتی شخصی از اموال عمومی به شخصی دیگر لطف می کند و بعد منت می گذارد: به قول مهندس امیدی واقعا که!!!!!!
3- وقتی شخصی مزایایی که حق افراد است و به همه داده می شود، از اموال عمومی به شخصی می دهد و بعد منت می گذارد: ببخشید ولی این دیگه خیلی تهوع آوره!
هر انسانی دو آموزنده دارد، یکی روزگار و دگری آموزگار. اولی به بهای زندگیت دومی به بهای زندگیش
روز معلم بر همه استادان، معلمان ، مربیان و دست اندرکاران آموزش مبارک باد
امام خمینی : شما با مردم دوست باشید، باید مردم را نگه دارید؛ هر کدام در هر جا که هستید، مردم را همراه خودتان نگه دارید؛ مردم را با هم جوش بدهید. مردم خیلی خوب اند، مردم واقعاً خوب اند، شاید نظیر ملت ایران در هیچ جا نباشد. این خوبها را نگه دارید.